زمین ، سرمایه ، هوش ، این بار هم مشابه قبل است



دو محدودیت بنیادی در تاریخ بشر همواره وجود داشته است و ما در حال حرکت به سمت سومی هستیم . هر بار این محدودیت توسط یک تکنولوژی جدید تغییر کرده است ، ما پیشرفت زیادی کرده ایم . اما این بار هم عین قبل است ، محدودیت دوباره در حال حرکت است و ما در حال تجربه ی پیشرفت عظیم دیگری هستیم .

اولین محدودیتی که بروز کرد زمین بود ما از شکار حیوانات و همزمان کاشت گیاهان و برداشت محصولات و اهلی کردن برخی حیوانات شروع کردیم . کشاورزی اولین تغییر بزرگ تکنولوژیکی بود  در کتاب ”  ساپین : خلاصه ای از تاریخ بشر” [۱] فصل هایی در مورد انقلابات کشاورزی وجود دارد و این مطلب روشن می شود که چقدر ما در کشاورزی بد بودیم و بدتر از آن و قبل از آن چقدر مردم در شکار کردن بدتر بودند .

چون ما در کشاورزی بد بودیم ، زمین محدود بود . و بسختی خوراک مردم تامین می شد ، اما به اندازه ی کافی مازاد تولید می شد که خرج هزینه های قانون گزاران و نیروهای نظامی  شود . و البته معنی آن برای هزاران سال این بود : جنگ بر روی مالکیت زمین . زمین بیشتر یعنی محدودیت کمتر و نیروی نظامی قوی تر و بزرگ تر و بشدت بر مالکیت زمین و کنترل آن تمرکز شده بود .

طبقه ممتاز حاکم در هرجا از مالکان زمین آمده بودند و نشان دهنده ی مالکان زمین بودند . این نظام همچنان در زمان آمدن تکنولوژی بعدی نیز به شکل ماشین ها و تولیدات صنعتی پابرجا بود . حرکت بسوی جامعه صنعتی یک جابجایی دلهره آور بود دقیقا بخاطر اینکه نخبگان سیاسی همچنان به زمین علاقه نشان میدادند ، این دلیلی بود بر دوجنگ جهانی و تعداد زیادی از انقلاب ها .حتی جاه طلبی بزرگ هیتلر هدف نازی ها ‘lebensraum’[۲]  در مورد زمین بود ، در حالی که محدودیت اصلی به سمت سرمایه تغییر کرده بود .

ما در کشاورزی نسبتا خوب شده بودیم که باعث شد بخش کثیری از مردم به شهر ها مهاجرت کنند . اما تولیدات صنعتی باردیگر شروع شد و دوباره ، مانند اوایل دوران کشاورزی ، ما بشدت در آن ضعیف بودیم . کارخانه های اولیه شرایط کاری آشفته ای داشتند و بشدت محیط زیست را آلوده می کردند . سرمایه گذاری زیادی نیاز بود و سرمایه نیز نایاب بود برای اینکه سرمایه زیادی وجود نداشت و بازارهای سرمایه توسعه نیافته بودند . بنابراین نرخ بیکاری زیاد بود و دوران رونق و رکود زیادی داشتیم (شبیه دوران قحطی در اوایل دوران کشاورزی در کشورهای تک محصوله ) .

اما بعد فهمیده شد که بازارها در تولید و تخصیص سرمایه خوب عمل می کنند . این دلیلی است بر اینکه کاپیتالیسم ، سایر سیستم ها نظیر کومونیسم و سوشیالیزم را در دوران عصر صنعتی شکست داد . و همچنین مشخص شد که سرمایه و نیروی کار در دراز مدت مکمل همدیگر هستند . سرمایه داران نیازمند نیروی انسانی بودند تا آن سرمایه را بکار ببندند و کارگران نیز نیازمند سرمایه بودند تا زندگی کنند . کارآفرینی و بعد از آن نوآوری تکنولوژی باعث رشد زیادی در استانداردهای زندگی شد . این فرایند همچنان در کشورهای کمتر توسعه یافته ی جهان که از فقر نجات یافته اند جواب می دهد .

ما همچنان در جهانی زندگی می کنیم که به طور کامل به سمت کاپیتالیسم حرکت کرده است حتی در چین . و بسیار شبیه قدرت زمین قبل از آن می باشد ، تمرکز بر مالکیت سرمایه است در طول مسیر . تنها ۱% از جمعیت جهان کنترل ۵۰% سرمایه جهان را در اختیار دارند .

و همین طور مانند قبل ، نخبگان قانون گذار در هرجا ، مستقیم یا غیر مستقیم توسط سرمایه تعیین می شوند . سرمایه جایگزین زمین شده است به عنوان فاکتوری که سیاست ها چگونه اندازه گیری شوند . به عنوان مثال تسهیلات سرمایه گذاری را درنظر بگیرید ،  که هدفش کاهش هزینه ها ی سرمایه است بر این باور که این کار ایجاد شغل را ادامه میدهد .

اما تکنولوژی ها ی برهم زننده ی جدیدی رسیده است و این تکنولوژی دیجیتال است . این یک سبک جدیدی از ماشین ها و شبکه هاست . برخلاف نمونه های پیشین آن ،آنها ماشین هایی هستند که هرچه بهتر شوند توانایی انجام هرکاری را بدست خواهند آورد .و نتیجه این خواهد شد که سرمایه و نیروی انسانی دیگر در بلند مدت مکمل هم نخواهند بود و سهم نیروی انسانی از اقتصاد کم خواهد شد و دستمزد ها کاهش خواهد یافت . تکنولوژی دیجیتال یعنی سرمایه مورد  نیاز کمتر برای اکثر کارها (برای نمونه ببینید ایجاد  یک شرکت جدید چقدر ارزون تر است در مقایسه با یک دهه پیش) . سرمایه دیگر محدود نیست و نیروی کار نیز کمتر محدود است .

محدودیت جدید کجاست ؟ این “هوشیاری بشر”[۳] است .خدا رو شکر  نرخ زاد و ولد تقریبا در همه جا در حال کاهش است. ما ۲۴ ساعت در شبانه روز وقت داریم و باید کار کنیم ، غذا بخوریم و بخوابیم . و این محدودیت جدی بر روی اینکه چقدر هوشیاری انسان وجود دارد قرار می دهد . به طور همزمان تکنولوژی دیجیتال در حال تولید حجم بی سابقه ای از اطلاعات است که باید به آن توجه کنیم . در یوتیوب در هر دقیقه ، ۱۰۰ ساعت ویدئو بارگذاری می شود . می توانید ارزش هرچیزی را از میزان توجهی که به خود جلب می کند بفهمید (نظیر گوگل ، فیسبوک و غیره )

و نظیر محدودیت های قبلی یکی از دلایلی که “هوشیاری” نایاب (محدود) است ، اینست که ما در این تکنولوژی ضعیفیم .در جامعه ما بسیاری اطلاعات داریم که  بجای اینکه در دسترس عموم باشند بخاطر قوانین کپی رایت و حق اختراع و … در دسترس نیستند . به عنوان یک فرد ما انگیزه ی دیگری جز کسب درآمد نداریم ،و اوقات فراغت خودمان را بجای مطالعه ی یک کتاب چالش برانگیز صرف تماشای فیلم های بی فایده در اینترنت می کنیم به مرور زمان ما در همه ی اینها بهتر خواهیم شد ،و دستاورد های بسیاری بدست خواهد آمد، نظیر آموزش و سلامت رایگان برای همه ، و پاک کردن همه ی خرابکاری هایی که بر روی زمین کرده ایم .

و همه ی آنها هیچ وقت اتفاق نخواهد افتاد تا زمانی که ما فکر کنیم سرمایه محدود است و همه نیاز به شغل دارند .

بله ، این بار هم مشابه قبل است . زمانی که تکنولوژی دارد به طور بنیادی محدودیت را حرکت می دهد و نخبگان تاثیر گذار توسط محدودیت جدید تایین می شوند ، این بار سرمایه ، سعی می کند که قدرتش را حفظ کند . به زودی همه ی ما می فهمیم ، هر چه بهتر و صلح آمیز تر به این سمت حرکت کنیم . مدت زمان بیشتری رو صبر می کنیم ، هر چه ما بیشتر شبیه مالکان زمین ها برخورد کنیم که به صنعتی شدن روی نیاوردند و باعث یک تغییر خشونت بار شدند .

منبع : اینجا

[۱] Sapiens : a brief history of humankind

[۲] محل سکونت

[۳] Human Attention

2 دیدگاه

  1. Greetz میگه انسان unfinished animal هست. به این معنا که ماهیت انسان human nature قبل از این که کشف شدنی باشه قابل خلق کردن هست، و بیشتر هم انسان محصول اجتماعی هست که در اون رشد می کنه، برای همین حواستون باشه زمانی که سازمان / اجتماعی دارین می سازید این سوال رو از خودتون بپرسید که چه نوع ماهیت انسانی رو می خوایین بسازین؟ جواب این سوال کمک می کنه برای طراحی سازمان یا اجتماع مد نظرتون. اون مساله صبر که اخر نوشته ذکر شده خیلی مهمه که چطور اموزش و ترویج داده بشه. کاش در این مورد بیشتر شرح میداد. کار راحتی نیست

پاسخی بگذارید